|
گریه کن جدایی ها مارو رها نمیکنند آدما انگار برای ما دعا نمی کنند گریه کن ....حالا حالاها باید از هم جدا باشیمبشینیم منتظر معجزه ی خدا باشیم گریه کن منم دارم مثل تو گریه میکنم به خدای آسمونا گلایه میکنم گریه کن تو بختمون یه برف سنگین نیومد این همه پرنده رد شد،مرغ آمین نیومد !!!!!!!!!گریه کن برای روزایی که خورشیدی نداشت دلای من و تو که به فردا امیدی نداشت گریه کن،فکر کن دلیلی ندارم فقط همین .............واسه فاصله ای که از آسمونه تا زمین گریه کن سبک میشی روزای خوش یادت میاد گرچه تو تقویممون نیستن اون روزا زیاد گریه کن برای رویایی که قسمت نمیشه یه شبم سر خدا واسه ما خلوت نمیشه گریه کن برای قولی که بهش عمل نشد .....واسه مشکلاتی که بودش و هست و حل نشد گریه کن برای اولا که عاشقونه بود حال هم رو پرسیدن فقط یه جور بهونه بود گریه کن واسه همه واسه خودت برای من توی بارونی ترین ثانیه ها ، حرفتو بزن گریه کن تا آیینه شه باز اون چشای روشنت واسه موندن لازمه فدای گریه کردنت ... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 18:2 توسط IMI & ELI |
|
|
عشق نیرویی است در عاشق که او را به معشوق می کشاندو دوست داشتن جاذبه است در دوست که دوست را به دوست می برد. عشق تملک معشوق است و دوست داشتن تشنگی محو شدن در دوست. عشق جوششی یک جانبه است و گاهی میان دو بیگانه ناهمانند،عشقی جرقه می زندوچون در تاریکی است و یکدیگر را نمی بینند،پس از انفجار این صاعقه است که در روشنایی آن،چهرۀ یکدیگر را می توانند ببینند،که گاه پس از جرقه عشق ،عاشق و معشوق که در چهره هم مینگرند،احساس می کنند که یکدیگر را نمی شناسند و بیگانگی و نا آشنایی پس از عشق فراوان است. اما دوست داشتن در روشنایی ریشه میبندد و در زیر نور سبز می شود و ریشه میکند و از این رو است که هموارپس از آشنایی پدید می آید و در حقیقت در آغاز دو روح خطوط آشنايی را در سیما ونگاه یکدیگر میخوانند وپس از آشنا شدن است که خودمانی می شود ، دو روح ،نه دو نفر،که ممکن است دو نفر باهم درعین رو در بایستی ها احساس خود مانی بودن کنند و در این حالت بقدری ظریف و فرار است که بسادگی از زیر دست احساس و فهم می گذرد و از این منزل است که ناگهان،خود به خود دو همسفر بچشم می بینند که به دشت بی کرا نۀ مهربانی رسیده اند و آسمان صاف وبی لک دوست داشتن بر بالای سرشان خیمه گسترده است وافقهای روشن و پاک وصمیمی«ایمان» در برابرشان بازمی شود .
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 21:56 توسط IMI & ELI |
|
|
بودنم را هيچکس باور نداشت //
هيچکس کاري به کار من نداشت // بنويسيد بعد مرگم روي سنگ // با خطوطي نرم و زيبا و قشنگ // او که خوابيده است در اين گور سرد // بودنش را هيچکس باور نکرد // |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 18:42 توسط IMI & ELI |
|
|
در کلبه ي روشنم شبي را سر کن
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 21:11 توسط IMI & ELI |
|
|
روزگاريست كه من طالب ديدار توام فكر من باش كه در اين دور گرفتاره توام من شنيدم كه طبيب دل بيماره مني میخواهم زندگیم را با رنگ سیاه بنویسم با خط دل بنگارم و با کلام عشق آغاز کنم که شاید اینبار در این جاده ی تاریک سیاه بتوانم تنها با نور عشق زندگی کنم.... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 14:54 توسط IMI & ELI |
|
|
اگر كلمه دوستت دارم نمايش گر عشق خدايي من نسبت به توست اگر كلمه دوستت دارم نمايش گر اشتياق راستين من نسبت توست اگر كلمه دوستت دارم زندگي يک آرزوي دور نيست زندگي يک جست و جوي کور نيست زيستن در پيله پروانه چيست؟زندگي کن زندگي افسانه نيست گوش کن ! دريا صدايت ميزند هرچه ناپيد است صدايت ميزند جنگل خاموش ميداند تو را با صدايي سبز ميخواند تو را زير باران آتشي در جان توست قمري تنها پي دستان توست پيله پروانه از دنيا جداست زندگي يک مقصد بي انتهاست هيچ جايي انتهاي راه نيست ... دوستت دارم راضي كننده و تسكين دهنده قلب هاست اگر كلمه دوستت دارم قيام عليه بندهاي ميان من و توست اگر كلمه دوستت دارم پايان جدايي هاست پس با تمام وجود فرياد مي زنم دوستت دارم... |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 12:18 توسط IMI & ELI |
|
|
الهه من و تنها نزار به خدا قسم بدون تو نمیتونم
ببین اگه تو یه روز نباشی منم هم نمی خوام توی این دنیا باشم با تمام وجود فریاد می زنم الهه جونم دوست دارم |
|
+ نوشته شده در
جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت 12:3 توسط IMI & ELI |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت 0:27 توسط IMI & ELI |
|
|
اگر كلمه دوستت دارم نمايش گر عشق خدايي من نسبت به توست اگر كلمه دوستت دارم نمايش گر اشتياق راستين من نسبت توست اگر كلمه دوستت دارم راضي كننده و تسكين دهنده قلب هاست اگر كلمه دوستت دارم قيام عليه بندهاي ميان من و توست اگر كلمه دوستت دارم پايان جدايي هاست پس با تمام وجود فرياد مي زنم دوستت دارم... خیلی دوســـــــــــــــــــــــــــــــت دارم به خدا |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 18:33 توسط IMI & ELI |
|
|
||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 10:32 توسط IMI & ELI |
|
|
صفحه اصلی تماس با من آرشيو |
| *imi&eli* |
اشکی که بی صداست
پشتی که بی پناه است دستی که بسته است پایی که خسته است حرفی که صادق است شرمی که آشناست دل را که عاشق است دارایی من است ارزانی شماست دوستت دارم دوستت دارم . . . الهه جونم |
| نوشته هاي پيشين |
|
مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 |
|
|
|
RSS
| |